close
تبلیغات در اینترنت
داشتم خاطراتمونو مرور میکردم
loading...

رز جوک

یه شب که خیلی دلتنگش بودم بالشموبغل کرده بودم داشتم خاطراتمونو مرور میکردم.. باخودم گفتم الان باکیه؟؟کجاس؟چی پوشیده؟. به عکساش خیره شدم... دیدم پیام دارم...نگاه کردم خواستم نخونده پاک کنم چون حوصله ی هیچکی ونداشتم... اما تاچشمم به فرستنده خورد درجاخشکم زد.. چندبار اسمشو خوندم.... تمام…

T∂ بازدید : 27 یکشنبه 30 شهريور 1393 نظرات ()

یه شب که خیلی دلتنگش بودم بالشموبغل کرده بودم
داشتم خاطراتمونو مرور میکردم..
باخودم گفتم الان باکیه؟؟کجاس؟چی پوشیده؟.
به عکساش خیره شدم...
دیدم پیام دارم...نگاه کردم خواستم نخونده پاک کنم چون حوصله ی هیچکی ونداشتم...
اما تاچشمم به فرستنده خورد درجاخشکم زد..
چندبار اسمشو خوندم....
تمام خاطراتش اومد جلوچشمم....
حتی اخرین حرفش که بهم گفت هری...
خواستم پاک کنم اما چشمم به متنش افتاد...
نوشته بود«دوست دارم دیوونه».....
لحنش مثل همون موقعا بود.....
بااین حرفش تمام گذشته رو فراموش کردم ...
نوشتم «منم دوست دارم عشقم»
بالبخند اومدم دکمه ی ارسال وبزنم..
.
.
.
.
نوشت«ببخشید اشتباه شد»

کصافط رید به آرمان هام....

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 536
  • کل نظرات : 41
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 6
  • آی پی امروز : 8
  • آی پی دیروز : 7
  • بازدید امروز : 119
  • باردید دیروز : 48
  • گوگل امروز : 5
  • گوگل دیروز : 1
  • بازدید هفته : 408
  • بازدید ماه : 511
  • بازدید سال : 971
  • بازدید کلی : 48,435
  • کدهای اختصاصی